محمد الريشهري

35

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

با حسن سياست [ و تدبير ] است كه ادب نيكو ، پديد مىآيد . لا يَزالُ العَبدُ المُؤمِنُ يورِثُ أهلَ بَيتِهِ العِلمَ وَ الأَدَبَ الصّالِحَ حَتّى يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَميعا . . . و لا يَزالُ العَبدُ العاصى يورِثُ أهلَ بَيتِهِ الأدَبَ السَّيِّئَ حَتّى يُدخِلَهُمُ النّارَ جَميعا . « 1 » بنده مؤمن ، پيوسته براى افراد خانواده‌اش دانش و ادبِ نيكو به ارث مىنهد تا آن كه همه آنها را وارد بهشت مىسازد . . . و بنده گنهكار ، پيوسته براى خانواده‌اش ادب و تربيت بد به ارث مىنهد تا آن كه سرانجام ، همه آنان را به دوزخ مىفرستد . بديهى است كه ادب به معناى ارزشىِ آن ، نيازى به وصف " صالح " ندارد و نيز نمىتوان آن را با " سَىِّء " توصيف نمود . بنا بر اين ، در اين گونه موارد ، بايد به معناى همه‌گونه تربيت باشد ؛ بلكه شايد در پاره‌اى از موارد كه كلمه ادب ، مطلق ذكر شده نيز به همين معنا باشد و صفتِ " صالح " از آن رو حذف شده باشد كه معلوم است و حذف آن ، جايز . در تعريف ادب گفته شده كه : ادب آن گونه كه از معناى آن به دست مىآيد عبارت است از : هيئت نيكويى كه سزاوار است عمل و فعل مشروع ، بر طبق آن صورت گيرد ؛ [ مشروع ] يا در دين ، و يا به نزد خردمندان در جامعه ، مانند آداب دعا كردن و آداب ملاقات با دوستان . به عبارت ديگر ، ادب ، عبارت است از : آراستگىِ عمل . « 2 » بنا بر آنچه گذشت ، اين تعريف ، قابل انطباق بر همه كاربردهاى كلمه ادب نيست و تنها بر معناى اوّل و دوم آن انطباق دارد .

--> ( 1 ) . ر . ك : دانش‌نامه ميزان الحكمة : ج 2 ص 242 ح 868 . ( 2 ) الميزان فى تفسير القرآن : ج 6 ص 256 .